باکو - بلوار ( ملی پارک )

 

 

سمبل باکو گیز گلاسی ( گیز = قیز = دختر ٬ گلاسی(به فتحه گ !)= قلعه سی= قلعه ی )

عکس های دیگه از این بنای تاریخی ۱ و ۲ و تاریخچه

 

زندگی بعضی ها!

این گدا هائی که سر چها راهها یا گوشه خیابون ها می ایستند و با حالت زار و نزار و قیافه ای اون همه بدبخت٬ دست نیاز به طرف مردم دراز می کنند خیلی منو به فکر وامی دارند.

خیلی از ما دلمون می سوزه و یه کمکی می کنیم و رد می شیم.اگه بچه باشند شاید حس ترحم بیشتری پیدا کنیم.

دیدید بعضی ها شون چقدر دعا می کنند ٬ دستهاشونو به آسمون بلند می کنند و به همه ائمه و پبامبران و خدا و  زمین و آسمون قسم می دهند و تند و تند دعا می کنند؟ شاید هم با خودمون گفته باشیم : کل اگر طبیب بودی...

امروز با دیدن خانمی که سر یک چهار راه گل و گشاد و شلوغ و پر رفت و آمد ( یه جاده ای مثل جاده قدیم کرج) می ایسته و سر و صورت خودشو  مثل فلسطینی ها می پوشونه و مرتب از این ماشین به اون ماشین می ره و یه دستش درازه رو به راننده ها و یه دستش تو آسمون ٬ به این فکر افتادم که این آدمها  برای خودشون هم دعا می کنند؟ اصلا به این دعائی که می کنند اعتقاد دارند؟

بعد با خودم به این نتیجه رسیدم که ذهن ناخود آگاه این جور آدمها پر از ناکامی و بدبختی و بیچارگی راجع به خودشونه ٬ اگر گاهی هم به فکر خودشون می افتند چیزی بجز فقر و نداری و بیماری و... برای خودشون نمی بینند. واز اونجائی که ما همونی هستیم که فکر می کنیم پس این معادله کار خودشو می کنه.

البته من منکر عدم رسیدگی و سهل انگاری دولتها و مشکلات اقتصادی موجود نیستم ٬ به این فکر می کنم که چرا این نوع زندگی ها برای عده ای پیش می آد و نه همه جامعه؟!

 

جملاتی که باید با تامل خواند.

مشیت خدا خلل نمی پذیرد پس حق الهی من همواره با من خواهد بود.مشیت خدا برای من ٬ در منتهای کمال است و پایدار.

خدا مونس جان من است همانگونه که من به او توکل دارم او نیز به من اعتماد کامل دارد.

آرمانهای الهی هرگز با هم تعارض پیدا نمی کنند.

پیش از سحر تاریک است.اما تا کنون نشده است که آفتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد کنید!

راه را بر من آشکار کن ! بگذار برکتی را که تو به من عطا کرده ای به چشم ببینم.

 

دوست. دشمن

نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست تو٬ بلکه هر انسان٬معلم توست.

پس آدمی باید غرور و تعصب را کنار بگذارد و آنچه را  که هر انسانی به ناچار باید به بیاموزاند٬ بیاموزد تا هر چه زودتر درسهایش را فراگیرد و آزاد ورها شود.

رنج برای پیشرفت آدمی ضروری نیست و رنج زائیده تخلف از قانون معنویت  است. معمولا مردم به هنگام خوشحالی خودخواه می شوند و قانون کارما خود بخود به کار می افتد. آدمی اغلب به علت ناسپاسی و قدرنشناسی چیزی را از دست می دهد و از فقدان آن رنج می کشد.

...

قدیمی ها می گفتند مادری که دل نگران فرزندش نباشد مادر نیست.

اما اکنون میدانیم که ترس مادرانه٬ مسئول چه بسیار ناخوشیها و حوادثی است که به سراغ بچه ها می آید.

چون ترس با وضوحی هرچه تمامتر بیماری یا وضعیتی را که مادر از آن بیم دارد ترسیم می کند. واگر این تصاویر خنثی نشوند بی تردید به عینیت در می آیند.خوشا به حال مادری که می تواند صمیمانه بگوید که فرزندش را به دست خدا می سپرد و از این رو یقین دارد که فرزندش در پناه حمایت الهی است.

در محبت خوف نیست ٬بلکه محبت کامل ٬خوف را کنار می زند .زیرا خوف عذاب دارد و کسی که خوف دارد در محبت کامل نشده است.

بر گرفته از کتاب «چهار اثر» از فلورانس اسکاول شین

ترجمه گیتی خوشدل

 

احترام٬ عادت٬ عرف٬ اسلام ؟!

بنظرم این عادت روسها باشه که  به آذری ها هم سرایت کرده  همین که در برخورد های اجتماعی با زنان سعی می کنند احترام زیادی بذارند اما شاید چون این یه فرهنگ اکتسابیه دراینجا با یکسری تناقض هائی همراهه!

 

مثلا هیچوقت جلوتر از خانم حرکت نمی کنند . موقع سوار شدن آسانسور یا ورود به جائی خانمها  مقدمند. موقع سرو غذا یا هر چی اول خانمها بعد آقایون. فقط برای خانمها گل می خرند ( اصلا گل خریدن برای آقایون رو خوب نمی دونند) و از این جور برخوردها.

 

حالا چرا می گم تناقض؟ بقول خودشون بدلیل داشتن تربیت اسلامی ! معمولا حضور زنان در جمع رو زیاد نمی پسندند مخصوصا اگر این زن همسر شون باشه!! البته نه اینکه زنان در جامعه حضور نداشته باشند چرا هستند زیاد هم هستند اما در رده هائی که مردان تعیین می کنند ( فکر کنم از این لحاظ با هم مشترکیم) و سنتی ترها هم سعی می کنند کلا زنان را نادیده بگیرند حتی در ساده ترین برخوردها اوائل توی آسانسور یا راهرو همسایه ها رو یا مدیر ساختمون رو می دیدم و سلام می کردم جواب نمی دادند!وقتهائی هم که با جناب همسر با هم بودیم و سلام می کردیم در جواب می گفتند : سلام علی ! یعنی من هیچی ؟! البته همین مسئله کلی باعث تفریح می شد و منو سمج کرده بود که حتما جواب سلام از اینا بگیرم که گرفتم !

 

تا چند سال پیش بد می دونستند که زن رانندگی کنه! یه زن راننده می دیدند انگار یه مریخی دیدند .خانمها( دیگه الان میشه گفت قدیمیتر ها ) روی صندلی جلوی ماشین نمیشینند و خیلی بد می دونند! اولهاش فکر می کردم چون اکثرا راننده دارند می رند عقب میشینند اما بعد فهمیدم دلیلش خیلی دردناکتره! یعنی خانمها کنار همسرشون رو جای خودشون نمی دونند ! نه اینکه اونو جای مردونه بدونند( مثل ایران ) نه... از ماست که بر ماست !

 

 معمولا موقع رانندگی سعی می کنم هوای پیاده ها رو داشته باشم مخصوصا اگه هوا خراب باشه ترمز می کنم تا عابر پیاده رد بشه  که البته درمواقعی با عصبانی شدن راننده پشت سری همراهه!عابر پیاده هم که از همه جا رد می شه بجزخط کشی! دیروز یه پیرمرده که ظاهرا باغبون شهرداری بود با کلی بیل و بیلچه و... درست 2-3 متر پائین تر از خط کشی وسط خیابون ایستاده بود و منتظر بود که رد شه  ترمز زدم و با دست اشاره کردم که بفرمائید  یه دفه با یه حالت عصبانی انگار بهش توهین شده بود اخمهاشو تو هم کرد و اشاره کرد که برو و سرشو برگردوند حدس زدم از اینکه  یه زن براش ایستاده خوشش نیومده با اینحال نرفتم  پشت سری هم دستشو گذاشته بود روی بوق ( چراغ هم قرمز بود !) برگشت یه نگاه عصبانی دیگه انداخت و یه چیزهائی هم گفت و رفت از پشت ماشین رد شد !!

شما کجا بودید؟

... شما کجا بودید

هنگامی که نهنگهای عظیم و غول پیکر ٬

فریادهای دردناک خود را سر می دادند

تا از کشته شدن در امان بمانند؟

هنگامی که ماهیان از رودخانه ها و جویبارهای مسموم شده ما

کم کم ناپدید می شدند؟

آیا شما نامه ای نوشتید؟

آیا ترانه ای سرودید؟

یا آنکه خاموش نشستید و به خود گفتید

که نامه تان هرگز خوانده نخواهد شد

و ترانه تان را هرگز کسی گوش نخواهد داد؟

شما کجا بودبد؟

آنگاه که زمین رو به انهدام می رفت؟

Robert A. Brewer

Lind Goodman’s star signs

ترجمه فریده مهدوی دامغانی

پ.ن. ما به تقلید از همه جهان بدنبال حق مسلم خود بودیم!

 

شایعه

هفته پیش بدنبال شایعه پراکنی های یکی از خبر گزاریهای روسیه مبنی بر حمله آمریکا به ایران در صبح روز 6 آوریل  اینجا محشر کبرا بود !!

خبر پشت خبر :

 مرز آستارا بسته شده و هیچ ایرانی رو راه نمی دهند !! ( آستارا چه خبره !)

باکو پر شده از ایرانی هائی که بخاطر نجات جونشون از ایران فرار کردند و اینحا مشغول خرید خونه اند !!( چه مایه دار!)

بهمین دلیل قیمت خونه بالا رفته !

ایران گفته اگه آمریکا به ایران حمله کنه ما هم به آذربایجان حمله می کنیم !!(مهمترین دغدغه ایران!!)

آذری ها بارو یندیل رو بسته اند و از ترس حمله ایران رو به شمال در حال فرارند !( با همین شجاعت قراره قره باغ رو از ارمنیها پس بگیرند؟!)

نخجوان پر شده از ایرانی هائی که از ترس جنگ فرار کرده اند ( خیلی ها در ایران اصلا نمی دونند باکو کجاست چه برسه به نخجوان )

...

در همین رابطه براوو ایران

 

خلاصه اینجا مهد شابعه است و یکی از سرگرمیهای ملت ساخت و انتشار انواع شایعات و مهملات در هر زمینه ای است.

یکی از لذت بخش ترین سرگرمیها در اجتماعات یخصوص مردانه اینه که از پیشرفت و آبادانی کشوردرجه ودر صد رشد اقتصادی و سیاسی در مقایسه با کشور های اروپائی ! صحبت کنند و به به و چه چه بزنند و به سلامتی ودکا بنوشند !!