
امروز هشتاد و پنجمین سالروز تولد پروفسور ظریفه خانم علی اوا همسر رئیس جمهور سابق آذربایجان و مادر رئیس جمهور فعلی ٬جناب الهام علی اف است.
اینجا یه رسم قشنگ دارند ٬ بزرگان و برگزیدگان رو در سالروز تولدشون یاد می کنند و یادشون رو گرامی میدارند.
خانم علی اوا ٬ دکترای طب از دانشگاه پزشکی باکو ٬ در سال ۱۹۴۵ با شیوع بیماری تراخم عزم خود را برای مبارزه با این بیماری وحشی که مبتلایان رو از دیدن محروم می کرد جزم نمود و شروع به اطلاع دهی و سخنرانی در مورد این بیماری و راههای درمان آن در مناطق آلوده کرد٬ اما این کافی نبود ٬ کشور به متخصصین چشم نیاز داشت ٬ راهی مسکو شد و بعد از دوسال با دست پر به وطن باز گشت و فعالیتهای تحقیقاتی خود را در زمینه تراخم شروع نمود و این بار کمر همت به ریشه کن کردن این بیماری از کشور بست.او که پایان نامه دکترای خود را در همین زمینه نوشته بود توانست راه حلی برای نابودی این بیماری درمنطقه ارائه دهد و نام خود را برای همیشه به عنوان یک پزشک موفق در تاریخ آذربایجان به ثبت برساند.
تمام عمر خود را وقف آموزش و تحقیقات در دانشگاه های باکو و تالیف کتاب نمود این عضو فعال کمیته دفاع از صلح شوروی سابق٬ موفق به دریافت جایزه های مختلف در زمینه چشم پزشکی شد ودارای عنوان پر افتخار Honorary Figure of Science of Azerbaijan یا əməkdar elm xadimi میباشد( به فارسی شرمنده ام!)
در ۱۵ آوریل ۱۹۸۵ در سن ۶۲ سالگی وفات یافت. روحش شاد.
به مناسبت کار مشترک گروه آریان و کریس دی برگ

'I've never seen you looking so lovely as you did tonight
I've never seen you shine so bright
I've never seen so many men ask you if you wanted to dance
They're looking for a little romance
Given half a chance
And i've never seen that dress you're wearing
Or that highlights in your hair
That catch your eyes
I have been blind
The lady in red is dancing with me
Cheek to cheek
There's nobody here
It's just you and me
It's where i wanna be
But i hardly know this beauty by my side
I'll never forget the way you look tonight
I've never seen you looking so gorgeous as you did tonight
I've never seen you shine so bright you were amazing
I've never seen so many people want to be there by your side
And when you turned to me and smiled it took my breath away
And i have never had such a feeling such a feeling
Of complete and utter love, as i do tonight
The lady in red is dancing with me
Cheek to cheek
There's nobody here
It's just you and me
It's where i wanna be
But i hardly know this beauty by my side
I'll never forget the way you look tonight
I never will forget the way you look tonight
The lady in red
My lady in red
I love you
بی بی سی مقاله مختصر و مفیدی در مورد افعانستان نوشته که چون یه جاهای این سایت باز نمیشه تصمیم گرفتم از صنعت کپی پیست در این پست بهره بگیرم!
گزارشگران تاریخ معاصر افغانستان سال ۱۹۷۳را نقطه عطفی در تاریخ این کشور می دانند. مردم افغانستان دهه ها و سده های طولانی از امنیت و آرامش نسبی برخوردار بودند. رسوم و هنجارهای دیرین فئودالی و ایلیاتی شیوه های مسلط بر زندگی افغانها بود و سنتهای عشیره ای در میان مردم رواج داشت.
در سال ۱۹۷۳ محمد داوود خان که خود از خانواده پادشاهی بود، با کودتایی کمابیش آرام محمد ظاهر خان پادشاه افغانستان را از سلطنت برکنار کرد، به نظام دیرپای پادشاهی پایان داد و خود را رئیس جمهور کشور خواند.
|
|
داوود خان که تلاش می کرد در جهان دوقطبی آن روز در عرصه بین المللی به نوعی موازنه میان شرق و غرب دست بزند، رابطه ای نزدیک با اتحاد
شوروی برقرار کرد، که در سراسر مرز شمال همسایه قدرتمند کشور بود. دوستی با "اردوگاه سوسیالیستی" باعث تقویت نیروهای چپ گرا در داخل کشور شد.
نیروهای چپگرا، و بیش از همه "حزب دموکراتیک خلق افغانستان" که در ارکان دولت و ارتش نفوذ زیادی کسب کرده بودند، سرانجام در آوریل ۱۹۷۸ طی یک کودتای نظامی داوود خان را به همراه خانواده اش به قتل رساندند و قدرت را به دست گرفتند.
|
|
تشکیل یک حاکمیت طرفدار بلوک سوسیالیستی در کشوری با ساختار کهن فئودالی - عشیره ای، تشنج بی سابقه ای در کشور پدید آورد که به بحرانی فراگیر انجامید. حزب حاکم نیز از اختلاف و چنددستگی در امان نماند، و به دو شاخه اصلی تقسیم شد و تا آنجا پیش رفت که دو جناح "خلق" و "پرچم" در برابر یکدیگر جبهه گرفتند و به تسویه حسابهای خونین دست زدند.
|
|
در اکتبر سال ۱۹۷۸ تره کی قربانی یک توطئه کودتایی شد و در کاخ یا "ارگ ریاست جمهوری" به قتل رسید.
حفیظ الله امین که به جناح "خلق" حزب حاکم وابسته بود، قدرت را به دست گرفت.
سپس در دسامبر سال ۱۹۷۹ نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی سابق، که گفته می شود توسط امین و برای حمایت از دولت آن کشور به افغانستان دعوت شده بودند وارد خاک افغانستان شدند.
|
|
در اولین اقدام پس از ورود نیروهای ارتش سرخ به افغانستان، "نیروهای اتحاد شوروی سابق امین را به قتل" رساندند و ببرک کارمل را که رهبر جناح پرچم حزب دمکراتیک خلق افغانستان بود، را بر راس قدرت در کشور قرار دادند.
اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه با مقاومت گسترده مردم افغان روبرو شد و فاجعه ای هولناک به دنبال آورد که به بهای جان حدود "دو میلیون" انسان تمام شد. بیش از پنج میلیون افغانی از میهن خود رانده و فراری شدند.
نیروهای مقاومت مسلح افغانستان که بیشتر تحت عنوان کلی "مجاهدین" مبارزه می کردند، با حمایت کشورهای گوناگون و به ویژه با پشتیبانی ایالات متحده، پاکستان و عربستان سعودی، توانستند ده سال در برابر نیروهای روس ایستادگی کنند. اتحاد شوروی، در آخرین مرحله از عمر این ابرقدرت، سرانجام به زانو درآمد.
ارتش شوروی در سال۱۹۸۹ از خاک افغانستان عقب نشینی کرد. دولت هوادار اتحاد شوروی سابق به ریاست دکتر نجیب الله بیش از سه سال در برابر فشارهای سیاسی و نظامی مجاهدان دوام نیاورد.
دولت او سرانجام در بهار سال ۱۹۹۲ سقوط کرد. خود او سه سال بعد به دست جنگجویان طالبان به شکل بیرحمانه ای به قتل رسید.
پس از سقوط دولت نجیب الله، مجاهدان دچار نفاق و چنددستگی شدند. افغانستان بیش از پیش در گرداب درگیری های قومی و فرقه ای غرق شد. از دل این درگیری های خونین، عوامل طالبان به عنوان نیرویی یکه تاز و سرکوبگر سر در آوردند و قلمرو خود را در کشور گسترش دادند. آنها سرانجام در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند.
رژیم طالبان، که بنیادگرایی اسلامی را شعار خود قرار داده بود، با پشت سرگذاشتن پنج سال حاکمیت بر بخش اعظم افغانستان، به جرم "حمایت از تروریسم"، با حمله ائتلاف بین المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا، سرنگون شد.
برای مردم افغانستان اشغال این کشور توسط ارتش اتحاد شوروی بخشی دردناک و فراموش نشدنی از تاریخ میهنشان است.
هر چه که اکثریت می گند بیراه نمی گند!!مخصوصا در قضاوت شخصیت دیگران!( از کرامات شیخ ما ...)
کلیشه ها خیلی در ساختن شخصیت ها نقش دارند. یعنی آدم ناخود آگاه خودش رو طبق کلیشه ها می سازه. برای نمونه همین دختر یا پسر بودن یا نقش های اجتماعی افراد مثل مادر ٬ پدر٬مادرزن ٬ عروس و ...
ما تمایل داریم نقش های تاریخی خودمون رو بازی کنیم!اینجوری راحتتریم!
پ.ن. این موضوع ربطی به نوشته من داره؟
در وطن زندانی٬ دور از وطن به غربت میهمانی... من... بر میگردم !
پ. ن.خوابگاه که بودیم یکی از دوستان هر وقت دلش برای خونشون تنگ میشد این دیالوگ حمید جبلی رو با آهنگ سوزناکی می خوند و با یک آه بلند خاتمه میداد!
خونشون کرج بود و در تهران احساس غربت می کرد!!
بدلیل استقبال بی سابقه دوستان بر آن شدیم که باز هم عکس آپ لود کنیم!
پراگ با قدمتی ۱۱۰۰ ساله٬ یکی از زیباترین شهرهای اروپا٬ بیشترین آثار تاریخی ثبت شده در یونسکو را داراست (حدود ۴۰۰۰ اثر ) و یکی از پُرتوریست ترین ! شهر های دنیاست.
میدان اصلی شهر: میدان شهر قدیمی(دور تا دور شهر قدیمی با علامت خط نقره ای مشخص شده )

از بخت خوش٬ این ایام مصادف شده بود با عید پاک و جشن های ایستر در این میدان غرفه های خوشمزه فروشی و صنایع دستی راه انداخته بودند و یه نفر ! ما روکچل کرد از بس وافل خورد!
تخم مرغ های رنگی و کاکائو در انواع رنگها و طرح ها ٬ و شیرینی های سنتی به وفور یافت می شد.


عروسکهای خیمه شب بازی از پینوکیو گرفته تا هری پاتر همه رو جذب می کرد

باز هم در همین میدان ٬ این قلعه در شب با نورپردازی بسیار زیبا ٬ آدم رو باد کارتون سفید برفی می انداخت

رودخانه و پلهای زیادی که داشت.

معروفترین : پل چارلز

