X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بیست و پنج سال ناآرامی در افغانستان: از اشغال تا آزادی

دوشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 11:21 ق.ظ

بی بی سی  مقاله مختصر و مفیدی در مورد افعانستان نوشته که چون یه جاهای این سایت باز نمیشه تصمیم گرفتم از صنعت کپی پیست در این پست بهره بگیرم!

گزارشگران تاریخ معاصر افغانستان سال ۱۹۷۳را نقطه عطفی در تاریخ این کشور می دانند. مردم افغانستان دهه ها و سده های طولانی از امنیت و آرامش نسبی برخوردار بودند. رسوم و هنجارهای دیرین فئودالی و ایلیاتی شیوه های مسلط بر زندگی افغانها بود و سنتهای عشیره ای در میان مردم رواج داشت.

در سال ۱۹۷۳ محمد داوود خان که خود از خانواده پادشاهی بود، با کودتایی کمابیش آرام محمد ظاهر خان پادشاه افغانستان را از سلطنت برکنار کرد، به نظام دیرپای پادشاهی پایان داد و خود را رئیس جمهور کشور خواند.

 

داوود خان که تلاش می کرد در جهان دوقطبی آن روز در عرصه بین المللی به نوعی موازنه میان شرق و غرب دست بزند، رابطه ای نزدیک با اتحاد

شوروی برقرار کرد، که در سراسر مرز شمال همسایه قدرتمند کشور بود. دوستی با "اردوگاه سوسیالیستی" باعث تقویت نیروهای چپ گرا در داخل کشور شد.

نیروهای چپگرا، و بیش از همه "حزب دموکراتیک خلق افغانستان" که در ارکان دولت و ارتش نفوذ زیادی کسب کرده بودند، سرانجام در آوریل ۱۹۷۸ طی یک کودتای نظامی داوود خان را به همراه خانواده اش به قتل رساندند و قدرت را به دست گرفتند.

 
 

با این اقدام خونین که بدلیل وقوعش در ماه ثور (اردیبهشت) "انقلاب ثور" نام گرفت، نور محمد تره کی به عنوان رئیس شورای انقلابی اولین دولت کمونیستی افغانستان در رأس قدرت قرار گرفت.

تشکیل یک حاکمیت طرفدار بلوک سوسیالیستی در کشوری با ساختار کهن فئودالی - عشیره ای، تشنج بی سابقه ای در کشور پدید آورد که به بحرانی فراگیر انجامید. حزب حاکم نیز از اختلاف و چنددستگی در امان نماند، و به دو شاخه اصلی تقسیم شد و تا آنجا پیش رفت که دو جناح "خلق" و "پرچم" در برابر یکدیگر جبهه گرفتند و به تسویه حسابهای خونین دست زدند.

 
 

در اکتبر سال ۱۹۷۸ تره کی قربانی یک توطئه کودتایی شد و در کاخ یا "ارگ ریاست جمهوری" به قتل رسید.

حفیظ الله امین که به جناح "خلق" حزب حاکم وابسته بود، قدرت را به دست گرفت.

سپس در دسامبر سال ۱۹۷۹ نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی سابق، که گفته می شود توسط امین و برای حمایت از دولت آن کشور به افغانستان دعوت شده بودند وارد خاک افغانستان شدند.

 
 

در اولین اقدام پس از ورود نیروهای ارتش سرخ به افغانستان، "نیروهای اتحاد شوروی سابق امین را به قتل" رساندند و ببرک کارمل را که رهبر جناح پرچم حزب دمکراتیک خلق افغانستان بود، را بر راس قدرت در کشور قرار دادند.

اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه با مقاومت گسترده مردم افغان روبرو شد و فاجعه ای هولناک به دنبال آورد که به بهای جان حدود "دو میلیون" انسان تمام شد. بیش از پنج میلیون افغانی از میهن خود رانده و فراری شدند.

نیروهای مقاومت مسلح افغانستان که بیشتر تحت عنوان کلی "مجاهدین" مبارزه می کردند، با حمایت کشورهای گوناگون و به ویژه با پشتیبانی ایالات متحده، پاکستان و عربستان سعودی، توانستند ده سال در برابر نیروهای روس ایستادگی کنند. اتحاد شوروی، در آخرین مرحله از عمر این ابرقدرت، سرانجام به زانو درآمد.

ارتش شوروی در سال۱۹۸۹ از خاک افغانستان عقب نشینی کرد. دولت هوادار اتحاد شوروی سابق به ریاست دکتر نجیب الله بیش از سه سال در برابر فشارهای سیاسی و نظامی مجاهدان دوام نیاورد.

 

دولت او سرانجام در بهار سال ۱۹۹۲ سقوط کرد. خود او سه سال بعد به دست جنگجویان طالبان به شکل بیرحمانه ای به قتل رسید.

پس از سقوط دولت نجیب الله، مجاهدان دچار نفاق و چنددستگی شدند. افغانستان بیش از پیش در گرداب درگیری های قومی و فرقه ای غرق شد. از دل این درگیری های خونین، عوامل طالبان به عنوان نیرویی یکه تاز و سرکوبگر سر در آوردند و قلمرو خود را در کشور گسترش دادند. آنها سرانجام در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند.

رژیم طالبان، که بنیادگرایی اسلامی را شعار خود قرار داده بود، با پشت سرگذاشتن پنج سال حاکمیت بر بخش اعظم افغانستان، به جرم "حمایت از تروریسم"، با حمله ائتلاف بین المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا، سرنگون شد.

برای مردم افغانستان اشغال این کشور توسط ارتش اتحاد شوروی بخشی دردناک و فراموش نشدنی از تاریخ میهنشان است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo