X
تبلیغات
نماشا
رایتل

The Help

جمعه 26 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 10:42 ق.ظ

 

 

 

 

بالاخره تموم شد! The Help

 اولین کتابی که به زبون شیرین و بامزه افریقائی-آمریکائی خوندم گاهی فکر میکنی داری رپ میخونی! 

از او کتابهائی که خوندنش آدم رو به فکر وامیداره . گاهی دست از خوندن میکشیدم و افکارم پرواز میکرد به خیلی جاها ! به حرفها٬ به روابط آدمها! به شبیه سازی شخصیت ها با کسانی که میشناسم با خودم.  

از شخصیت Aibileen خوشم میاد از اینکه یه زن سیاهپوست در دهه ۶۰ باسواده متفکره صبوره کسی که دوستاش میتونن بهش اعتماد کنن و در کنارش آرامش داشته باشن از اینکه هر شب دعاهاشو مینویسه و یه لیست بلند بالا داره از اسمهای افرادی که میخواد براشون دعا کنه. 

 

شخصیت Minny رو هم دوست دارم شاید چون خیلی بی پروا حرفهاش رو میزنه کاری که خودم هیچوقت نتونستم و نمیتونم بکنم  

 

Skeeter رو خیلی دختر زشتی معرفی کرده با قد خیلی بلندش و موهای نافرمان که منو یاد جودی ابوت میندازه  از اینکه بلندپروازه مثل بقیه فکر نمیکنه به ادمها نگاه متفاوتی داره فارغ از رنگ و نژاد و برای رسیدن به هدفش ریسک می کنه یه جورائی بهش حسودیم میشه   

 

اونائی که کتاب ریشه ها رو خوندن و دوست داشتن از این کتاب هم خوششون میاد یه جورائی در ادامه ریشه هاست زندگی سیاهها سالها بعد از اورده شدنشون به آمریکا و شاید بد نباشه آدم بدونه چی شد که اوباما جائیه که الان هست و منظورش چی بود که گفت: ۶۰ سال پیش اجداد من رو توی کافه ها راه نمیدادن و من الان در کاخ سفیدم! 

چه کسانی زحمت کشیدن و زندگی خودشون رو به خطر انداختن تا تغییر ایجاد کنن تا بچه هاشون زجری رو که اونا کشیدن نبیین و نکشن... بگذریم. 

 

فیلمش رو  دارن میسازن یا ساختن هر چند تجربه ثابت کرده همیشه کتاب بهتر از فیلم میتونه احساسات و مفهوم رو منتقل کنه اما دوست دارم فیلم رو هم ببینم.  

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo