X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زندگی بعضی ها!

جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 08:46 ق.ظ

این گدا هائی که سر چها راهها یا گوشه خیابون ها می ایستند و با حالت زار و نزار و قیافه ای اون همه بدبخت٬ دست نیاز به طرف مردم دراز می کنند خیلی منو به فکر وامی دارند.

خیلی از ما دلمون می سوزه و یه کمکی می کنیم و رد می شیم.اگه بچه باشند شاید حس ترحم بیشتری پیدا کنیم.

دیدید بعضی ها شون چقدر دعا می کنند ٬ دستهاشونو به آسمون بلند می کنند و به همه ائمه و پبامبران و خدا و  زمین و آسمون قسم می دهند و تند و تند دعا می کنند؟ شاید هم با خودمون گفته باشیم : کل اگر طبیب بودی...

امروز با دیدن خانمی که سر یک چهار راه گل و گشاد و شلوغ و پر رفت و آمد ( یه جاده ای مثل جاده قدیم کرج) می ایسته و سر و صورت خودشو  مثل فلسطینی ها می پوشونه و مرتب از این ماشین به اون ماشین می ره و یه دستش درازه رو به راننده ها و یه دستش تو آسمون ٬ به این فکر افتادم که این آدمها  برای خودشون هم دعا می کنند؟ اصلا به این دعائی که می کنند اعتقاد دارند؟

بعد با خودم به این نتیجه رسیدم که ذهن ناخود آگاه این جور آدمها پر از ناکامی و بدبختی و بیچارگی راجع به خودشونه ٬ اگر گاهی هم به فکر خودشون می افتند چیزی بجز فقر و نداری و بیماری و... برای خودشون نمی بینند. واز اونجائی که ما همونی هستیم که فکر می کنیم پس این معادله کار خودشو می کنه.

البته من منکر عدم رسیدگی و سهل انگاری دولتها و مشکلات اقتصادی موجود نیستم ٬ به این فکر می کنم که چرا این نوع زندگی ها برای عده ای پیش می آد و نه همه جامعه؟!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo