X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ابابیل

پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 04:06 ب.ظ

وقتی آمریکا به عراق حمله کرد توی دلم خوشحال  شدم چون که نه از صدام و نه از مردم عراق دل خوشی نداشتم

البته شاید اگه بشردوستانه تر نگاه می کردم جای خوشحالی نداشت !! اما یادآوری روزهای جنگ و پیامدهای بعد از اون اجازه نمی داد این جور احساسات بروز کنه  توی عالم بچگی و نوجوونی چه کینه ای از صدامی که باعث اون همه بدبختی شده بود داشتیم !!

راستی چرا فکر می کردیم فقط صدام مقصره ؟!! بگذریم !

 

همون روزهای اول حمله آمریکا دخترم و پسر برادرم در حالی که چشمهاشون برق می زد و نشون می داد که یه چیز مهمی رو کشف کردند بدو بدو اومدند :

-مامان ! عمه ! مامان عمه ...

- بله چی شده ؟

- خونه خدا ؟ کعبه ؟ توکربلاست؟ تو عراقه؟!!

-نه تو مکه است مکه هم تو عربستانه .

-حیف ! کاش تو عراق بود !

- برای چی اونوقت ؟

- چون اونوقت خدا خودش اون پرنده ها رو می فرستاد و سرباز های آمریکائی رو می کشت و کعبه آزاد می شد...

در حالی که از سادگی و صداقتشون دوست داشتم بهشون بخندم  اما برای اینکه تو ذوقشون نخوره گفتم : آره  خیلی حیف شد !

 

اما الان که فکر می کنم می گم کاش کعبه  تو ابران بود !

نمی دونم اگه این دیونگی دو طرف همینجوری ادامه پیدا کنه و...

خوشحالی اش نصیب کی میشه ؟! نگرانی و غصه خوردن ما هم که دردی رو درمون نمی کنه !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo