X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

احترام٬ عادت٬ عرف٬ اسلام ؟!

سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 10:34 ق.ظ

بنظرم این عادت روسها باشه که  به آذری ها هم سرایت کرده  همین که در برخورد های اجتماعی با زنان سعی می کنند احترام زیادی بذارند اما شاید چون این یه فرهنگ اکتسابیه دراینجا با یکسری تناقض هائی همراهه!

 

مثلا هیچوقت جلوتر از خانم حرکت نمی کنند . موقع سوار شدن آسانسور یا ورود به جائی خانمها  مقدمند. موقع سرو غذا یا هر چی اول خانمها بعد آقایون. فقط برای خانمها گل می خرند ( اصلا گل خریدن برای آقایون رو خوب نمی دونند) و از این جور برخوردها.

 

حالا چرا می گم تناقض؟ بقول خودشون بدلیل داشتن تربیت اسلامی ! معمولا حضور زنان در جمع رو زیاد نمی پسندند مخصوصا اگر این زن همسر شون باشه!! البته نه اینکه زنان در جامعه حضور نداشته باشند چرا هستند زیاد هم هستند اما در رده هائی که مردان تعیین می کنند ( فکر کنم از این لحاظ با هم مشترکیم) و سنتی ترها هم سعی می کنند کلا زنان را نادیده بگیرند حتی در ساده ترین برخوردها اوائل توی آسانسور یا راهرو همسایه ها رو یا مدیر ساختمون رو می دیدم و سلام می کردم جواب نمی دادند!وقتهائی هم که با جناب همسر با هم بودیم و سلام می کردیم در جواب می گفتند : سلام علی ! یعنی من هیچی ؟! البته همین مسئله کلی باعث تفریح می شد و منو سمج کرده بود که حتما جواب سلام از اینا بگیرم که گرفتم !

 

تا چند سال پیش بد می دونستند که زن رانندگی کنه! یه زن راننده می دیدند انگار یه مریخی دیدند .خانمها( دیگه الان میشه گفت قدیمیتر ها ) روی صندلی جلوی ماشین نمیشینند و خیلی بد می دونند! اولهاش فکر می کردم چون اکثرا راننده دارند می رند عقب میشینند اما بعد فهمیدم دلیلش خیلی دردناکتره! یعنی خانمها کنار همسرشون رو جای خودشون نمی دونند ! نه اینکه اونو جای مردونه بدونند( مثل ایران ) نه... از ماست که بر ماست !

 

 معمولا موقع رانندگی سعی می کنم هوای پیاده ها رو داشته باشم مخصوصا اگه هوا خراب باشه ترمز می کنم تا عابر پیاده رد بشه  که البته درمواقعی با عصبانی شدن راننده پشت سری همراهه!عابر پیاده هم که از همه جا رد می شه بجزخط کشی! دیروز یه پیرمرده که ظاهرا باغبون شهرداری بود با کلی بیل و بیلچه و... درست 2-3 متر پائین تر از خط کشی وسط خیابون ایستاده بود و منتظر بود که رد شه  ترمز زدم و با دست اشاره کردم که بفرمائید  یه دفه با یه حالت عصبانی انگار بهش توهین شده بود اخمهاشو تو هم کرد و اشاره کرد که برو و سرشو برگردوند حدس زدم از اینکه  یه زن براش ایستاده خوشش نیومده با اینحال نرفتم  پشت سری هم دستشو گذاشته بود روی بوق ( چراغ هم قرمز بود !) برگشت یه نگاه عصبانی دیگه انداخت و یه چیزهائی هم گفت و رفت از پشت ماشین رد شد !!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo