X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نتیجه؟

پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:14 ق.ظ

خوب! من خیلی فکر کردم :

۱- تا چند سال پیش در کنار لجبازی در بعضی موارد٫ خیلی مقرراتی و تابع قانون و دستورات بودم و روی عقایدم پافشاری میکردم البته الان هم هستم ولی نه به اون شدت وقتی دیدم دخترم هم داره مثل من میشه و زندگی رو به خودش تلخ می کنه سعی کردم یه کمی شتابمو کم کنم شاید این هم از مزایای مادر شدن باشه !

۲-همیشه سعی   کرده ام خوب باشم !! دختر خوب ٫ شاگرد مدرسه ای خوب٫ دانشجوی خوب٫ همسر خوب ٫ کارمند خوب٫ مادر خوب٫ دوست خوب...فکر میکنم تو این زمینه موفق هم  بودم اما خیلی وقتها خسته شدم؛ البته شاید دلیلش این بوده که اصلا دوست نداشتم کسی بهم بگه ( که نگفته )  مثلا فلان کارت اشتباه بوده یا این رفتار رو نداشته باش یا فلان لباس رو نپوش ٫ بلند نخند٫ دختر خوب که این حرفها رو نمی زنه ! زن خوب که خسته  نمیشه٫ با مرد نامحرم حرف نزن٫ با آقایون کل کل نکن... ( می بینید زندگی اکثر ما دختران و زنان ایرانی به چه محدودیتهای بی ارزشی گرفتاره ! دغدفه های فکری چیه ! افسوس)

۳- خود سانسوری هم که دیگه خصیصه کلی ما زنهاست !باور ندارید؟ پس چرا فکر میکنیم ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است !! چرا قبول داریم حجاب مصونیته نه محدودیت ؟!چرا حرف اونهائی رو که میگند زن مرواریدیه که باید تو صدف باشه رو تکرار میکنیم؟چرا اجازه می دیم با ما مثل انسان رفتار نکنند و همه چی رو فدای خوب و نمونه بودن می کنیم؟

۴-حرفهای مایوس کننده زیاد زدم ؟! دیگه خوب نیستم؟ ببخشید !

۵-دارم سعی میکنم  مثبت نگری و مثبت اندیشی رو در خودم پرورش بدم و همه کائنات رو دوست داشته باشم و قبول کنم من هم یک انسانم با همه خصوصیتهای انسانی از جمله اینکه به خودم اجازه بدم بعضی وقتها اشتباه کنم !گاهی عصبانی و ناراضی باشم و در مواردی از ته دل بخندم و همه چی رو فراموش کنم.

 

 پ.ن. باورم نمیشه من این ها رو نوشتم !

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo