X
تبلیغات
نماشا
رایتل

قیام اسماعیل صفوی

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 05:36 ب.ظ

قیام اسماعیل یکی از عجیبترین قیامهای شیعه است

 

وقتی اسماعبل یک ساله بود پدرش در جنگ با سنی ها کشته شد و برادرش که جانشین پدر شده بود را هم در همان سال کشتند. صوفیان فدائی شیخ صفی اسماعیل یک ساله را جانشین پدر کردند و سالها او را مخفی نگاه داشتند. در شش سالگی شیوخ صفوی برای اسماعیل دعوی ارتباط در بیداری و خواب  با حضرات ائمه می نمودند.

 

سیزده ساله بود که با هفت صوفی ازخودگذشته از مخفیگاه خود در یکی از روستاهای گیلان بیرون آمد و تا وقتی به اردبیل رسید سه هزار نفر گرد او جمع شدند. اسماعیل مستقیما به خانقاه شیخ صفی رفت.

در آن زمان ایران کشوری مسلمان و سنی نشین بود . دستور داد از هر خانه ای یک پشته چوب بیاورند... هر کدام از افراد دستگیر شده که شهادت ( علی ولی الله ع) می گفتند راملازم خود می کرد و هر کس نمی گفت او را به آتش می انداخت و می سوزاند!

اولین لشکر کشی به شیروان ( در جمهوری آذربایجان فعلی ) بود که درراه هر شهری که مقاومت می کرد عاقبت بدی در انتظارش بود... " از سرهای کشتگان کله منار ساختند "

پس از آن به تبریز رفت و در آنجادر سن چهارده سالگی پادشاهی خود را اعلام کرد.

( داخل پرانتز بگم که اینجا بهش میگند شاه اسماعیل خطائی و مجسمه پر هیبتی از اون رو هم در منطقه خطائی گذاشتند!وخیلی هم به نیکی ازش یاد می کنند و درواقع افتخار می کنند)

 

در واقع او اولین شیعه دوازده امامی بود که با شمشیر قیام کرد در کار خود موفق شد و شیعه " اثنی عشری " را مذهب رسمی ایران کرد و بدون نگرانی از اینکه در مذهب شیعه دوازده امامی " حکومت حق امام است " خود را سلطان کشور شیعه ایران نامید.

 

شب قبل از تاجگذاری وقتی قزلباش ها و حتی برخی رجال شیعه شنیدند که شاه اسماعیل می خواهد روز بعد شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایران اعلام کند نزد او رفتند : " ای شهریار ! فکری می باید کرد در خواندن خطبه اثنی عشری, چرا که اززمان حضرت علی ( ع) تا حال این خطبه را کسی نخوانده و میترسیم که مردم بگویند ماپادشاه شیعه نمی خواهیم "

شاه اسماعیل به فکر فرو رفت و گفت : " مرا به اینکار واداشته اند و خدای عالم با حضرت همراه منند و من از هیچکس باکی ندارم , به توفیق خدای تعالی اگر رعیت هم حرفی بزند , شمشیر از غلاف می کشم و به عون خدا یک نفر را زنده نمی گذارم. روز جمعه خودم می روم و خطبه اثنی عشر می خوانم "

 

روز چمعه در میان تدابیر شدید امنیتی ! خطبه خوانده شد و تمام از ترس شمشیر قزلباش ها" تبرا"کردند و شاه دستور صادر کردمردم در میدانها زبان به دشنام خلفا بگشایند و هر کس سرپیجی کرد سر از تنش جدا کنند.

و همچنین دستور داد به اذان و اقامه عبارات " اشهد ان علی ولی الله "و " حی علی خیر العمل " اضافه شود

بر خود لقب " ابوالمظفر شاه اسماعیل الهادی الوالی " نهاد وسکه ضرب کرد و مبلغانی به سرزمین آسیای صغیر ( تحت حکومت سلطان سلیم پادشاه عثمانی ) فرستاد و آتش خلاف شیعه و سنی را دامن زدند.

ادامه دارد...

شیعه در تاریخ ایران

دکتر سید رضا نیازمند

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo