X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یادش بخیر گل آقا

پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 09:52 ق.ظ

اگه وقت داشتید حتما یه سری به اینجا بزنید.

برناردشاو را به شب افتتاح یک نمایش دعوت کردند. بعد از پایان نمایش، کارگردان از او پرسید: فرق کمدی با درام و تراژدی چیست؟

 

شاو جواب داد: عزیزم، بی‌اطلاعی شما از کمدی و درام و تراژدی، برای من کمدی است، برای تماشاچی‌ها درام و برای خودتان تراژدی.!

 

 

ناطق سپس افزود: گل زدن به حریف، کاری ندارد برادران! علی‌الخصوص با پای راست که حرف ندارد. ما خودمان اوایل امر که همین‌طور خودجوش وارد زمین بازی شدیم، خیلی‌ها می‌آمدند بیخ گوش ما می‌گفتند که حریف قدر است و گل خورش ملس نیست و... از این‌جور حرفها؛ خلاصه می‌خواستند حالی‌مان کنند که نمی‌شود گل زد. اما ما زدیم و دیدیم شد.

 

فلذاست که نباید ترس را به جان خرید و برخود لرزید. باید علاوه بر «تکنیک»، هوای «تاکتیک» را هم داشت. گاهی یک تاکتیک، کار صدتا تکنیک را می‌کند. شما هم باور بفرمایید که اگر یک کمی به هم بجنبید، می‌توانید در آلمان نازی، قهرمان جام‌جهانی شوید... شما می‌توانید!

 

در این قضیه پرونده هسته‌ای هم وضعیت به همین شکل است. نباید بازی را به رقیب واگذار کرد بلکه باید توپ را توی زمین حریف انداخت...

 

-‌ منتهی انداختن داریم تا انداختن!... (این مطلب را یکی از بازیکنان تیم ملی حاضر در زمین بازی گفت، که ناطق با لبخندی ملیح، بیخ گوشش گفت: ما گرفتیم آنچه را انداختی!)

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo